نویسنده :
سارا رشیدی - ساعت ٢:۱٢ ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
شاید خنده دار باشه٬ولی الان هم که داشتم اولین ناممو به کوچولوم میخوندم٬برای چند لحظه بودن نازنینم رو یادم رفت و کلی گریه کردم.شاید تایب ابن نامه سبب شد برم و با تمام وجود به درگاه خدای مهربونم سجده کنم و شکر کنم به خاطر اینهمه نعمتی که بهم داده٬(بدون اینکه لایقشون باشم) و طلب بخشش کنم به خاطر ناشکری های احمقانم وقتی نازنینم شیطونی های مطابق سنش رو انجام میده. و دعاکنم و خدارو به بزرگیش قسم بدم این آرزوی آسمانی رو برای همه برآورده کنه.